كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

285

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ بگو اى محمد ص كه خدا نجات مىدهد شما را مِنْها از ظلمات بر و بحر وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ و از هر اندوهى و غمى كه باشد ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ پس آنگه شما باز رجوع بشرك مىكنيد و به عهدى كه كرده‌ايد وفا نمىنمائيد قُلْ هُوَ الْقادِرُ بگو اوست توانا عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ بر آنكه فرستد بر شما عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ عذابى از زبر شما چون طوفان كه بقوم نوح عليه السلام آمد و حجاره كه بر سر قوم لوط باريد أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ يا عذابى از زير قدم شما چون آل فرعون كه در آب غرق شدند يا قارون كه به زمين فرورفت و گفته‌اند عذاب من فوق حكّام ظالم‌اند و من تحت ارجل بندگان و خدمتگاران بد معاش يا من فوق كبار قوم‌اند و من تحت صغار ايشان أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً يا درآميزد شما را با همديگر گروه گروه و هر گروهى را سوداى و تمناى و آرزوى و مدّعاى بخلاف آن ديگر تا آن مخالفت به مقاتله انجامد وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ و بچشاند خدا بعضى را از شما بَأْسَ بَعْضٍ رنج و سختى از بعضى مرا و سيوف مختلفه است كه همديگر را كشته سازند انْظُرْ كَيْفَ بنگر كه چگونه نُصَرِّفُ الْآياتِ مىگردانيم آيتها را بوعده و وعيد لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ تا باشد كه ايشان بدانند وَ كَذَّبَ بِهِ و دروغ مىدارند عذاب يا قرآن را قَوْمُكَ قوم تو كه كفار قريش‌اند وَ هُوَ الْحَقُّ و آن عذاب يا كتاب حق و صدق است قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بگو من نيستم بر شما بِوَكِيلٍ نگاهبان كه مهم شما را به من بازگذاشته باشند تا شما را از تكذيب منع كنم يا بتعذيب جزا دهم لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ مر هر چيزى را از وعده و وعيد وقتى است كه در آن وقت قرار يابد يعنى واقع شود يا هر عملى را جزاى است وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ و زود باشد كه بدانيد آن را وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ و چون بينى تو آن كسان را كه بتكذيب و استهزا يَخُوضُونَ بحث مىكنند و گفتگو مىنمايند فِي آياتِنا در آيتهاى ما كه قرآنست و در ان طعن مىكنند فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ پس اعراض كن و منشين با ايشان حَتَّى يَخُوضُوا تا وقتى كه درآيند فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ در سخنى ديگر غير قرآن وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ و اگر فراموش گرداند بر تو شيطان اعراض كردن را از ايشان خطاب به آن حضرتست ص و مراد امت‌اند فَلا تَقْعُدْ پس منشين بَعْدَ الذِّكْرى بعد آنكه ياد كنى سخن خداى را مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ با گروهى ستمكاران كه وضع تكذيب و استهزا كنند در موضع تصديق و تعظيم سبب نزول آيه اين بود كه هرگاه مسلمانان با مشركان نشستندى ايشان فى الحال خوض نمودندى در تكذيب قرآن و استهزا كردندى با بعضى از كلمات آن حق سبحانه و تعالى حكم فرمود چون ببينيد كه كفار تكذيب قرآن شروع كردند برخيزيد و از ايشان دورى جوئيد اهل اسلام گفتند يا رسول اللّه ص ما را از طواف خانه و قعود در مسجد الحرام چاره نيست و كافران نيز در مسجد آيند و همواره سخريه مىكنند با قرآن و اهل ايمان و ما نمىتوانيم كه ترك مجلس ايشان كنيم و ايشان را نيز از خوض منع نه مىتوانيم كرد آيا آثم باشيم يا نى اين آيت آمد كه .